جیگمل


دخترای امروزی....

دختری ازکوچه باغی می گذشت

یک پسر در راه ناگه سبزگشت


درپی اش افتادوگفتا او:سلام

بعدازآن دیگرنگفت او یک کلام


دختر اما ناگهان و بی درنگ

سوی اوبرگشت مثل یک پلنگ


گفت بااو : بچه پرروی خفن

می دهی زحمت به بانویی چومن؟!


من که نامم هست آزیتای صدر

من که زیبایم مثال ماه بدر


من که در نبش خیابان بهار

می کنم درشرکت رایانه کار


دختری چون من که خیلی خانمه

26ساله٬مجرد٬دیپلمه!


دختری که خانه اش درشهرک است

کوی پنجم٬ نبش کوچه٬ نمره شصت!


ازچه بایدباتوگردد همکلام؟

باتومن حرفی ندارم٬والسلام 


یک شنبه 21 اسفند 1390برچسب:,

|
 

...

طنز پـَـَـ نــه پـَـَــ جالب

 

 

ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم

*

بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم
پـَـَـ نــه پـَـَــ خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم

*

یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم

*

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

*

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه|سایت پاتوق۹۸

*

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم

*

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم

*

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام

*

مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس|سایت پاتوق ۹۸

*

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

*

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ

*

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

*

میگه امتحانِ چی داری؟؟؟ میگم وصایا,,, میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ وصایای الیزابت تیلور

*

تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه

*

ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته

 


یک شنبه 26 تير 1390برچسب:,

|
 

معادله...

 

معادله ۱
 
انسان = خواب + خوراک + کار+ تفریح
 
الاغ = خواب + خوراک
 
پس
 
انسان = الاغ + کار + تفریح
 
وبنابرین
 
تفریح انسان = الاغ + کار
 
بعبارت دیگر
 
انسانی که تفریح ندارد = الاغی که فقط کار می کند
 
*****
 
معادله ۲
 
مرد = خواب + خوراک + درآمد
 
الاغ = خواب + خوراک
 
پس
 
مرد = الاغ + درآمد
 
و بنابرین
 
درآمد مرد = الاغ
 
بعبارت دیگر
 
مردی که درآمد ندارد = الاغ
 
*****
 
معادله ۳
 
زن = خواب + خوراک + خرج پول
 
الاغ = خواب + خوراک
 
پس
 
زن = الاغ + خرج پول
 
وبنابرین
 
خرج پول زن= الاغ
 
بعبارت دیگر
 
زنی که پول خرج نمی کند = الاغ
 
*****
 
نتیجه گیری:
 
از معادلات ۲و۳ داریم:
 
مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمیکند
 
پس:
 
فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند..
 
و
 
فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.
 
بنابرین داریم
 
مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول
 
و ازفرضهای۱و۲ نتیجه منطقی میگیریم که:
 
مرد + زن = ۲ الاغی که با هم بخوشی زندگی میکنند.

شنبه 14 خرداد 1390برچسب:,

|
 

50راه بازی با اعصاب

از دوستای عزیز بابت تاخیر عذر میخوام آخه خیلی سرم شلوغ بود

پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران

 1.
روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن


2.
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند


3.
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين


4.
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين


5.
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد


6.
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين


7.
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين


8.
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين


9.
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين


10.
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه


11.
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين


12.
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين


13.
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين


14.
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين


15.

موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين


16.
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين


17.
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين


18.
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين


19.
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين


20.
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته


21.
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين


22.
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين


23.
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده


24.
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود


25.
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين


26.
بادکنک بچه ها رو بترکونين


27.
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين


28.
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد


29.
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين


30.
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره


31.
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين


32.
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين


33.
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره


34.

حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين


35.
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين


36.
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين


37.
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين


38.
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين


39.
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين


40.
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين


41.
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين


42.
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين


43.
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين


44.
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين


45.
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين


46.
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين


47.
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين


48.
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه


49.
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين


50.
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين


یک شنبه 11 ارديبهشت 1390برچسب:,

|
 

تیکه...

- “شکلات مغز داره تو نداری.”

- اگه بطری دادن بهتون نتونستین بازش کنید وبعدی بازش کرد با آرامش بگید:”من خستش کرده بودم”

- دوست داشتی یه دست و یه پا نداشتی پشت موی منو داشتی؟

- تکی به خدا —– (کمی مکث که طرف فکر کنه واقعا کسیه)—– جفت بودی میبستمت به گاری.

- میخای دست پیشو بگیری که بعدش پای پیشو بگیری؟
- میگن سر بیگناه بالای دار میره پائین نمی یاد.
- خیلی گستاخ شدی (بسیار کارسازه)
- گوشی رو بردار سرورت پشت خطه.

- فلانی هنوز وجود خارجیش به اثبات نرسیده.

- یکی داره تو جمع واستون یه چیزیو تعریف میکنه یهو بعد اینکه به وسط حرفاش رسید بلند بگییییید اااه چه قدر حرف میزنی؟یا چی میگیتو؟منکه نمیفهمم
- موقعیت :: توی خیابون دارین راه میرین … بعد از دهها متر اون طورفتر ، یک پسره Hiz !! داره میاد و از همون فاصله هم زل زده به شما و داره سرتاپاتون را برانداز میکنه !

وقتی بهش رسیدین ، با عصبانیت بگین :: ” شناختی ؟!! “

- کسی اظهار نظر کرد … میگم یکی تو فلان بودی و یکی فلانی

- یکی تیکه انداخته نمیدونی چی بش بگی
بابا تیکه موش بخورتت با این تیکت
مردم از خنده

- نقل قول : خانم پا نمیدی !!؟
واس رزمنده میخوام …
یا خوشگله ….
قیافت شبی پشگله

- برو هر وقت قهوه ای مد شد بیا

- موقعیت » می خوای یک کاری رو انجام بدی دوستت هی دستور میده که اینکارو بکن !!!
جواب : بزار ما برینیم بعد تو بگو کج ریدی
- تو دیگه حرف نزن بزغاله ی نو پا

- یه چیزی پیدا می شه یکی میگه ماله منه
جواب :
مال تو پای درخته

- یکی که خیلی داره حرف میزنه بپرسین کلاس چندی عمو جون؟

- وقتی یکی از خودش تعریف می کنه بهش بگید:
آفرین، ۱۰۰ امتیاز
((در مواقع خاص می تونید بگید : رفتی مرحله بعد ، سیو کن))

- وقتی یارو خیلی وراجی میکنه با خونسردی بگو : یکی اینو از برق بکشه حال ندارم

- به نقل از یک نفر : من خودم قدم خیلی بلند تقریبا ۲متره و لاغرم
هروقت تو دانشگاه می خوام بلند شم از روی میزم دخترو پسر به قدم گیر میدن مثلا میگن سرت نخوره به سقف ، اون بالا آب و هوا چطوریه ، چیکار کردی که قدت بلند شده رمز موفقیتت چیه

- موقعیت : دوستتون داره بهتون میخنده
شما سریعا بهش بگین نخند که کرم دندونات سرما میخورن

- موقعیت : دوستت شوخی میکنه هیشکی نمیخنده !!!
سریعا شما لپشو بگیرید بهش بگید موش بخورتت با این شوخیت ترکیدم از خنده
- موقعیت : دوستت شوخی میکنه هیشکی نمیخنده !!!
بهش بخند بگو افرین جو رو تحت تاثیر قرار دادی!!!

- اگه یکی بهتون گفت چه خبر ؟ درجوابش می گین ۱-برف اومده تاکمر ۲- بگین دسته تبر

- اگه یه دختر بغل تلفن عمومی منتظر بود میتونید بگید . کارت میخوری یا سکه؟

- اگه یکی یه حرف چرتی زد میتونید بگید .موش بخورتت اون هم موش کور که نفهمه چه ککه ای میخوره


شنبه 7 اسفند 1389برچسب:,

|
 

تفاوت زن قدیم ایرانی با زن جدید ایرانی


صبح ساعت ۵
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند..

 

صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را با عشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بو-سید ن  صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: باز هم خوابیده است.

صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.

 

صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی کمرش است

 

ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع پازیشن های جدید جهت چیز صحبت می‌کند

 

ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون تشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است…

 

ظهر ساعت ۱۴
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکروفر بوده و در همان حال در حال تماشای FashionTV می‌باشد.

 

ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.

 

عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد.

 

عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.

 

عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد.

 

شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.

 

شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوض خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.

 

شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد..
جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند.

 

شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.

 

شب ساعت ۲۳ و ۲۴
قدیم: ….س-ا-نس- ور…

جدید: در حال مشاهده ما -هوار-ه هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید.

 


جمعه 29 بهمن 1389برچسب:,

|
 

متن کتاب اول دبستان 89

الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه ،بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداکار پیر شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره، مرغا هورمون خوردن وخروس شدن، خروسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند،چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن. مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه، دارا و سارا رفتن فرانسه کبابی باز کردن، کوکب خانم رفته یه ماکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله مهمونداری رو نداره و جواب تلفن رو هم نمیده، کبری موهاشو مش کرده و تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسست، حسنک گوسفنداشو فروخته و پیکان خریده مسافرکشی می‌کنه، آرش کمانگیر معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه، شیرین، خسرو و فرهاد رو پیچونده و با دوست پسرش رفته اسکی، رستم و اسفندیار اسباشونو فروختن و موتور خریدن میرن کیف قاپی،پتروس از بس با دوست دختراش چت کرده انگشت درد گرفته و دیگه نمی تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد، خانواده آقای هاشمی دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته


یک شنبه 24 بهمن 1389برچسب:,

|
 

چت

 

شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش

به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم

بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد

بگفت هاله ز موهای کمندش / کمـــان ابــروان ، قــد بلنــدش

بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست

ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من

ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من کم کم عادت می نمودم

در او دیدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و امید فردام 

برای دیدنش بی تاب بودم / ز فکرش بی خور و بی خواب بودم

به خود گفتم که وقت آن رسیده / که بینم چهره ی آن نور دیده

به او گفتم که قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست

ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت

خلاصه راضی اش کردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار

رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندکی زود

چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / تو گویی اژدهایی بر من آویخت

به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا

ندیدم من اثر از قـــد رعنـــا / کمـــان ابــرو و چشم فریبـــا

مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاک عالم بر سر من

ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم کده مدهوش رفتم

به خود چون آمدم، دیدم که او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست

به خود لعنت فرستادم که دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر

بگفتم سرگذشتم را به شاعر / به شعر آورد او هم آنچه بشنید

که تا گیرید از آن درسی به عبرت / سرانجامی نـدارد قصّه ی چت


دو شنبه 18 بهمن 1389برچسب:,

|
 

نامه

نامه عاشقانه خيلي جالب حتما بايد تا آخر بخوني تا متوجه بشي

نامه يک پسر عاشق به دوست دخترش لطفا تا آخرشو بخونيد تا متوجه عشق پسر به دوست دخترش بشيد.

1- محبت شديدي كه صادقانه به تو ابراز ميكردم


2- دروغ و بي اساس بود و در حقيقت نفرت من نسبت به تو


3- روز به روز بيشتر مي شود و هر چه بيشتر تو را مي شناسم


4- به پستي و دورويي تو بيشتر پي ميبرم و


5- اين احساس در قلب من قوت ميگيرد كه بالاخره روزي بايد


6- از هم جدا شويم و ديگر من به هيچ وجه مايل نيستم كه


7- شريك زندگي تو باشم و اگرچه عمر دوستي ما همچون عمر گلهاي بهار كوتاه بود اما


8- توانستم به طبيعت پست و فرومايه تو پي ببرم و


9- بسياري از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم


10- اين خودخواهي ، حسادت و تنگ نظري تو را هيچ كس نميتواند تحمل كند و با اين وضع


11- اگر ازدواج ما سر بگيرد ، تمام عمر را


12- به پشيماني و ندامت خواهيم گذراند . بنابراين با جدايي ازهم


13- خوشبخت خواهيم بود و اين را هم بدان كه


14- از زدن اين حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش


15- اين مطالب را از روي عمق احساسم مينويسم و چقدر برايم ناراحت كننده است اگر


16- باز بخواهي در صدد دوستي با من برآيي . بنابراين از تو ميخواهم كه


17- جواب مرا ندهي . چون حرفهاي تو تمامش


18- دروغ و تظاهر است و به هيچ وجه نميتوان گفت كه داراي كمترين


19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همين سبب تصميم گرفتم براي هميشه


20- تو و يادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه


21- تو را دوست داشته باشم و شريك زندگي تو باشم .

 

و در آخر اگر ميخواهي ميزان علاقه مرا به خودت بفهمي از مطالب بالا فقط شماره هاي فرد را بخوان!!!


یک شنبه 10 بهمن 1389برچسب:,

|
 

خوش اومدید

سلاااااااااااااااااااااااااام

خوبییییییییییین؟؟؟؟؟

همین امروز وبمو افتتاح کردم

از همتون خیلی خیلی ممنون که اومدین اینجا رو منور کردین

این جا کاملا بر خلافه اون وبمه

میخوام اینجا رو بتتتتتتتتتتتتتتترکونم

دوست دارم هر دفعه که میایین اینجا خنده رو روی لباتون ببینم

البته اون وبم رو هم همیشه آپ میکنم ولی مثل قبل

بسه دیگه خیلی حرف زدم

همیشه بیاین اینجا

حضورتون دلگرمم میکنه

تا دروردی دوباره بدرود

 

 


جمعه 8 بهمن 1389برچسب:,

|
 


سلام ممنون که به وبم اومدید. نظر فراموش نشه!!!
t_maryam32@yahoo.com
نازترین عکسهای ایرانی

 

 

مریم

 

اسفند 1390
تير 1390
خرداد 1390
ارديبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1389

 

دخترای امروزی....
...
معادله...
50راه بازی با اعصاب
تیکه...
تفاوت زن قدیم ایرانی با زن جدید ایرانی
متن کتاب اول دبستان 89
چت
نامه
خوش اومدید

 






تجربه عشق
chita-girl-boy
گالری شهر باران «پارسا»
شعبه 2 دفتر خاطرات من
All Thing here*hamid
پیامک های عاشقانه «مهرزاد»
ღپسر مهربونღ
هر چی بخوای هست «پیمان»
دوست یابی جوان
پسر بندری «مرتضی»
چرند و پرند «آریا»
NOT LOVE «امیر حسین»
آهنگ دلتنگی «محسن»
جرعه ای از جام هستی «اون یکی وبم»

 

 

RSS 2.0

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

جدید ترین سایت عکس

زیباترین سایت ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی

 


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 4
بازدید ماه : 221
بازدید کل : 3977
تعداد مطالب : 10
تعداد نظرات : 48
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


.: Weblog Themes By www.NazTarin.Com :.


--->